دیگر نمی تواند...
نمی تواند تحملش کند...
قیافه اش را به بد ترین شکل...
خودش را بدترین شخصیت ...
نامش را بی محتوا ترین اسم ها...
دست نوشتهایش را خط خطی...
جعبه اش را پر از شن های سیاه می بیند...
این بود دست نوشتهای دخترکی به نام...
بیان حال آبی از این لحظه به بعد دو چیز است
.
وحشت
.
.
لبخند
..
..
وحشت برای غرق شدن در باتلاق تاریکی
.
.
لبخند برای رفتن به عمق تاریخی
به نظر تو یا شما
.
.
.
همراه کیه؟
همراه چیه؟
همراه کجاست؟